وبلاگ شخصی عارف قهرمانزاده


دست نوشته های عارف قهرمانزاده

میهن بلاگ تعطیل شد

میهن بلاگ تعطیل شد

 

چقدر مطلب نوشتیم و چقدر خاطره بازی کردیم با میهن بلاگ و حالا تعطیل شد!!

این روز ها بیشتر از هر چیز به این مساله فکر می کنم که چقدر از نویسنده های وبلاگ ها، در این ایام شدن سلاطین پارک و اونجا دارن کلیپ های بی مزه خودشون رو ضبط می کنند.

 

میهن بلاگ

 

شاید بعضی ها یادشون نباشه اما یک زمانی وبلاگ نویس ها در حسرت آن بودند که بتوانند یک وبلاگ در سیستم بیان بسازند و آن موقع ها میهن بلاگ بهترین امکانات رایگان را در اختیار کاربران قرار می داد.
آن دوره فقط میشد با دعوت نامه در بیان وبلاگ بسازی، به همین خاطر هم در سایر سیستم ها فعالیت می کردیم.
تا اینکه روز به روز تعداد وبلاگ های موجود در این سیستم سرسام آور شدند.

 

وبلاگ نویسی

 

 

کتاب باز ها آمدند و وبلاگ نویسی کردند، اما اکنون نه کتاب خوانی آن تب و تاب قدیمی را دارد و نه وبلاگ نویسی؛ باقی ماجرا را خودتان می توانید حدس بزنید.

 

 

عارف قهرمانزاده ۳ نظر ۶

قلب من را سرزنش نکن

قلب من

 

قلب مرا سرزنش نکنید، قلب من معذور است که برای محبوب خود فریاد می زند

دلش برای روح عجیب من تنگ شده

اگر قلب من آنکه را که او را دوست ندارد، دوست داشته باشد، خیانت می کند

و این قلب من ، امنیت گهواره است که توسط خودم فریب خورده است

من کسی هستم که اشکهای محبوبم را به یاد می آورم

می توانید چشمان محبوب خود را ببینید.

عارف قهرمانزاده ۰ نظر ۱

تهران بلاتکلیف من

تهران برج آزادی

شاید این خاصیت بعضی از شهر ها باشد که بلاتکلیفند.
اصلا این بلا تکلیفی را خودشان ندارند و اصلا باید گفت خودشان تکلیفی ندارند.

چند سال پیش بود که یکی از دوستان گفت اگر تهران را ترک کنی دلت برایش تنگ می شود؛ اما اگر در این شهر باشی دوست داری بزنی به جاده.
چند سالی می شود که تهران را همانند گذشته لمس نمی کنم اما؛ دلتگ لحظه های ناب و افراد خاصی هستم که در این شهر با آنها ملاقات می کردم.
در حقیقت باید گفت این ما هستیم که تکلیف خودمان را نمی دانیم، چرا که گاهی برای برخی محاسن تهران دوست داریم آنجا باشیم و بعضی مواقع دوست داریم سال به سال گذرمان به تهران نیافتند.

تهران

من هنوز هم دوست دارم:

بام تهران باشم
در پیاده رو ها به همراه دوستم قدم بزنم 

برویم و کنار برج آزادی شروع به فلسفیدن کنیم

من هنوز هم خیلی از احساساتم را دوست دارم.

عارف قهرمانزاده ۰ نظر ۰

چگونه می توان تحت فشار تصمیم گرفت

چگونه می توان تحت فشار تصمیم گرفت

برخی از موارد را می توان هنگام تصمیم گیری مهم تحت فشار روانی که باعث استرس زندگی می شود دنبال کرد ، از جمله موارد زیر است: 

آشنایی با شرایط: دانش با داشتن یک قدرت مشخص می شود ، هرچه فرد از شرایط اطراف خود بیشتر مطلع شود ، احتمال تصمیم گیری بهتر نیز بیشتر است. بنابراین توصیه می شود برای مطالعه مباحث مربوط به وضعیت فرد ، از مهارت های ویژه ای در تحقیقات استفاده شود. تعصب هنگام تصمیم گیری.

  • آشنایی با نتایج موضوع: علاوه بر تلاش برای شناسایی تأثیرات کوتاه مدت و بلند مدت که بر خود و دیگران تأثیر می گذارد ، ترجیح داده می شود فرد از تکنیک هایی استفاده کند که وی را قادر به پیش بینی عواقب ناشی از تصمیم خود کند.
  • مشاوره با دیگران: فرد می تواند دیگران را بپرسد و از آنها مشاوره بگیرد ، ترجیحاً از افراد متخصص و عینی بپرسد ، زیرا افراد عینی می توانند بدون هیچ گونه وابستگی عاطفی به وضعیت موجود نگاه کنند و بنابراین توصیه های بهتری ارائه می دهند که به علایق آلوده نباشد.

استرس نوجوانی

  • مشکلات نوجوانان از جمله مشکلاتی است که تا آخر عمر باعث استرس می شود و در میان برخی از فشارهایی که نوجوانان متحمل آن می شوند ، فشار همسالان برای انجام اقدامات نادرست است ، مانند: مصرف مواد مخدر ، نوشیدن الکل ، بالا بردن وزن و سایر مشکلات مختلف ، و این فشار مولد فشارهای زندگی است. از آنجا که مقاومت در برابر آن دشوار است ، زیرا عاملی در سازگاری نوجوان با گروهی از همسالان خود در نظر گرفته می شود ، تا از خجالت و ناراحتی نوجوان در آغاز زندگی خود بکاهد و از فشارهای نوجوانانی که به دلیل همسالان خود احساس می کنند ، می توان از طریق موارد زیر مقابله کرد: 

    • حمایت والدین : والدین می توانند بر روی فرزندان نوجوان خود تأثیر بگذارند ، زیرا یک نوجوان از حضور بزرگسالی که به آنها اعتماد دارند برای حل مشکلات آنها کمک می کند ، بنابراین توصیه می شود که در زندگی یک نوجوان شرکت کنید تا از مشکلات پیش آمده آگاه شوید.
    • انتخاب مناسب دوستان: نوجوان می تواند علاوه بر مشارکت در فعالیتهایی که نوجوان می تواند برای خلاص شدن از فشار از آنها لذت ببرد ، با افرادی که از فعالیتهای خطرناک دوری می کنند نیز همراه باشد و به او توصیه می شود از انجام فعالیتهای خطرناکی که باعث مشکلات اجتماعی و فشارهای روحی بزرگ است خودداری کند.

همچنین بخوانید:

اهمیت مطالعه سایر متون

فرهنگ و جامعه در جامعه شناسی

عارف قهرمانزاده ۰ نظر ۱

یلدا زنیست که از حوالی پاییز میرسد

یلدا زنیست که از حوالی پاییز میرسد
یلدا زنیست
گم شده در انحنای سرد
او میرسد تا که ما را به سرد ترین فصل میتلا کند
یلدا زنیست فاحشه که از حوالی سیبری
هر ثلث سال یک بار به در خانه میکوبد
او میرسد و تمام مردان باکره شهر را میپوشد
یلدا زنیست با یک جفت انار قرمز و لبهای سرخ با تن پوشی سبز
یلدا زنیست که فکر تلافی کردن درد های زمستان های سال قبل را با خود میکشد
یلدا، زشت ترین آیه در کتاب فصل
حساب های سال پیش را بستان
برو، دیگر کسی به فکر انار قرمز و لبهای سرخ نیست
اینبار که آمدی
تو را به خانه نخواهم برد
تو را میان کوچه های شهر میکشم
تا تمام بچه های کار طعم انار های قرمزت را بدانند
لب های سرخ تورا قاچ کنند
و تن پوش گرم تورا بپوشند
باید تو را سر سفره تنگ دست ترین زنان شهر ببرم
تا از تمام تو سهم یک سال خود را بردارند
و از مزرعه گندم چشم هایت هزاران گندم را انبار کنند
آخ یلدا
زن،باکره ی داستان من
یلدای فصل های پر از التهاب
 
عارف قهرمانزاده

عارف قهرمانزاده ۰ نظر ۰

تنهایی سخت‌ترین احساس دنیا

تنهایی سخت‌ترین احساسی است که می‌تواند اندوه و افسردگی را برای فرد به وجود بیاورد.
بنابراین خداوند متعال انسان را برای زندگی در گروههایی آفرید که به یکدیگر کمک و پشتیبانی می‌کنند. انسان در حالی که دچار تلخی تنهایی یا جدایی از شخصی که دوستش دارد، به ندرت مثبت بودن و تأثیرگذاری خود را حفظ می‌کند.
هنگامی که خداوند آدم را خلق کرد، این خرد او بود که برای او حوا بیافریند تا دوست داشتن و عشق به او باشد.
زندگی خود را به معنای زندگی برای او تبدیل کند،

احساس تنهایی و بیگانگی هنگام از دست دادن عزیزان است.
جایی که زندگی بدون آنها تاریک و تاریک می‌شود، بنابراین انسان نمی‌تواند بدون حضور افرادی که زندگی او را پر می‌کنند تنها زندگی کند.
شادی و خوشبختی این است که دوستی را پیدا کنید که شما را دوست داشته باشد و به شما کمک کند و یک عمر را بدون عزیزی سپری کنید که شما را درک کند.

تنهایی سخت‌ترین احساس دنیا

عارف قهرمانزاده ۰ نظر ۰

داستان کوتاه نامه ای به سفیر

احضار بی خیال الممالک

روزی از روزها بر تخت خواب خود آرمیده بودم که فراش باشی درب را بدون کسب اجازه باز کردند و بدون آنکه عرض تعظیم و احترامی کنند اعلام احضار بنده را به واسطه خواست ملوکانه بیان کردند.
آنگاه بنده نیز با وجود رنجش خاطری که از مزاحمت آن خیره سر به وجود آمده بود البسه تردد در کاخ ملوکانه را بر تن کردم.
به دلیل آنکه از حساسیت چنین احضاری مطلع بودم از بر تن کردن البسه‌های مازاد چشم بر هم نهادم.
چندی نگذشت که بر محضر ملوکانه شاهنشاه حاضر شدم. ایشان نیز با دیدن رخسار بر هم ریخته من اعلام اضطراب کردند از اینکه به چه دلیلی بنده حقیر با چنین شکل و شمایلی بر محضر ایشان حاضر شدم.
گفتم اعلا حضرتا جناب فراش باشی بر طبل سرعت مراجعه کوبیدند و بنده خود را ملزم به حضور هر آنچه سریع‌تر در محضر ملوکانه یافتم.

گفتند وقت زیادی نیست، بنشین چند نامه باید به بلاد اطراف بنویسی!
گفتم بنده آماده‌‌ام هر آنچه نیت بر کتابت آن دارید را بفرمائید.

بیماری همه گیر


بی خیال الممالک نطق را آغاز کردند و مرقوم کردن آن آغاز شد.

از کاخ سلطنتی به سفیر مان در بلاد چشم تنگ‌ها
نظر به بروز مرضی همه گیر در سراسر بلاد مختلف لازم می‌دانیم شرایطی را فراهم کنید که لوازم مورد نیاز دربار در اسرع وقت در اختیار خدمتکاران بنده بزرگ زاده قرار داشته باشد.
همچنین تلاش بر آن کنید که رعیت مان از بروز چنین حادثه‌‌ای با خبر نباشند؛ چراکه آنان از درایت ملوکانه بی‌خبر هستند و نمی‌دانند سلامت این مقام بزرگ موجب سلامت آنها خواهد بود.
در ادامه فرمودند نامه مرقومه بعد از قرائت به آتش کشیده شود و خاکستر آن به همراه نامه جوابیه شما به کاخ باز گردانده شود.

گفتم عالیجناب رعیت مشکل کمبود گندم و نان قوت روزانه دارند در آن بلاد نیز گندم به وفور یافت می‌شود، آیا مرقوم نمی‌فرمائید مقداری گندم برای تامین نیاز رعیت خریداری شود؟

ایشان فرمودند: انتر خاک بر دهانت چگونه بر خود اجازه می‌دهی تدابیر ملوکانه را زیر و زبر کنی؟
بعد فرمودند رعیت نان خود را از میان گندم‌های انبار شده‌‌ای که از دربار پوشانده‌‌اند پیدا می‌کنند، مهم آن است که بنده در چنین اوضاعی دچار مشکل نشوم
بعد از مرقوم کردن اولین نامه اعلام کردند که بسیار خسته هستند و احساس می‌کنند نیاز وافری به گشت و گذار در حیاط کاخ دارند.
از این رو بنده نیز همانند سگ دست آموز ایشان به همراهی آن مقام به حیاط کاخ رفتم.

بیماری همه گیر

در محیط حیاط برای بی خیال الممالک شربت و شیرینی آورند تا کامشان از تلخی در بیاید

فراش باشی همانند سگ طوله‌‌ای به دنبال شاهنشاه راه افتاد تا اگر دستوری صادر شد بلافاصله جامه عمل بپوشاند. بنده نیز آماده بودم تا دستور ایشان را مرقوم کنم.

در ادامه بی‌خیال الممالک فرمودند کاتب بنویس:

مردم باید زین پس نیمی از روز را از خانه بیرون نیایند و هر کاری که در کوی و برزن دارند را برای زمان دیگری نگاه دارند.
همچنین فرمودند هر کس به بیماری مبتلا شد باید برای یک ماه از خانه بیرون نیاید.
به عرض رساندم عالیجاب بیماری غوغا می‌کند و مریض خانه‌ها جای خالی ندارد چه باید بکنیم.
ایشان نیز فرمودند این دیگر مشکل رعیت است و ما نباید وقت گران بهای خود را برای حفظ عده‌‌ای کم جون و یک لا قبا در خطر بیاندازیم.

همچنین گفتند تا مرقوم کنم مکتب خانه‌ها جهت آموزش طفلان نوپا باید باز باشد.
به عرض رساندم حضرت والا اگر این اتفاق رخ دهد دیگر نمی‌توان در مقابل مشکلات ناشی از آن کاری کرد.
فرمودند پس این بی‌عرضه‌های مواجب بگیر چه می‌کنند در این بلاد

آنقدر درگیر الفاظ ملوکانه بودم که دیگر توان ادامه حیاط از کفم رفته بود.
رخصت خواستم تا از محضر ملوکانه مرخص شوم. ایشان نیز فرمودند گورت را گم کن تا ندادم جلاد سرت را از تن جدا کند.

 

عارف قهرمانزاده ۰ نظر ۰

داستان کوتاه با شاهنشاه در حیاط کاخ - قسمت اول

روزی از روزها با بیخیال الممالک در حیاط کاخ قدم میزدیم، من از ترس غضب ایشان سکوت کرده بودم و فقط گوش به دهان مبارک ایشان می سپردم که مبادا سخنی برانند و من ناشنیده بمانم.دلقک دربار شاهگفتند میرزا بنویس این لحظه از تاریخ را باید ثبت کنید.
پرسیدم شاهنشاها چرا و چگونه؟

فرمودند: آیا این امری بزرگ نیست که ما با جسمی سالم بر روی خاک این سرزمین گام بر می داریم و  رعایا نیز در خانه خود به امید ما خسبیده اند؟

هیچ نگفتم، چراکه سخنی در مقابل سخنان حکیمانه ایشان به ذهنم نرسید؛ سخن را با اطاعت از گفتار او به پایان رساندم.

آنگاه مطرب الدوله با طبلکی از راه رسید و رخصت ایجاد فرح برای خیال شاهانه نمود؛ شاهنشاه پاسخی داد حکیمانه، ایشان لب باز کردند و گوهر پاشیدند.
بیخودی الممالک در پاسخ ایشان گفتند " کره خر، مگر نمی بینی در فضای باغ قدم می زنم و از زیبایی هاس آن به غایت لذت می برم"
مطرب الدوله نیز به عرض رساندند که بزرگ مهرا من به گور هفت جدم خندیدم که بخواهم مزاحم اوقات شریف شما باشم؛ هدف آن بود که طرب ملوکانه را افزون کنم.
آن بزرگ زاده نیز در پاسخ فرمودند: گم شو پدر سوخته 
بعد بلافاصله به عرض آن کوچک زاده رساندند که بمان و صدای سگ در بیاور و چند گاهی هم صدای گربه از خویش در کن.
آن روز را به شب رساندیم و رعیت بر گمان آن که شاهنشاه بر امور مملکت واقف هستند با خیال آسوده سر بر بالین نهادند و بنده بینوا نیز از شدت سردرد حاصله از زوزه های نابجای آن بی محل زاده تا پاسی از شب بیدار ماندم.

عارف قهرمانزاده ۰ نظر ۰

پاییز از راه رسیده است

پاییز از راه رسیده است

باید دوباره شال و کلاه کنم
فردا باید خود را سر کلاس برسانم
با همان کفش هایی که باران پاییزی را به جورابم وی رساندند

باید دوباره صابون به شکم بزنم برای لبوی داغ
باید تمام رخت ها را قبل از طوفان های نابگاه از بند جمع کنم

آه چقدر کار دارم در این روزهای پاییزی

تازه باید دوچرخه ام را ببرم ته انباری تا سال آینده بعد از گرفتن کارنامه بیرون بیاورم

به خودم قول داده ام
قول دادم امسال موقع شستن فرش ها بجای بازیگوشی کمک کنم
به مادرم، به خواهرم
شاید کمی هم وقت داشته باشند برای رسیدن پاییز مرثیه بخوانند

پاییز خانه قدیمی

عارف قهرمانزاده ۰ نظر ۰

چرا بی خیال نمی شویم

دلایل نیاز به بی خیالی

هرچند بسیاری از افراد بی خیالی را مساوی ول انگاری می دانند اما باید گفت در حقیقت اینگونه نیست؛ چراکه بی خیال بودن آنهم گاهی اوقات می تواند به معنی کم کردن استرس بی معنی باشد.

بی خیالی

انسان به عنوان یکی از موجوداتی که به صورت گله ای یا به اصطلاح اجتماعی زندگی می کند گاهی نیازمند آن است که بتواند کمی بدون استرس تر به مشکلات خود بیندیشد.

 

دلایل وجود اضطراب

برای بسیاری از افراد وجود اضطراب می تواند معنی متفاوتی داشته باشد، چراکه بسیاری از افراد بنا به دلایل متفاوتی دچار حالتی می شوند که آن را به اصطلاح اضطراب می نامند.
از این رو می توان حالتی که شباهت قابل توجهی به نگرانی دارد را اضطراب نامید.
 
اما می توان مسائلی مانند وجود تنش های روزانه، بدرفتاری دیگران در مقابل ما، امنیت شغلی، تعیین رتبه علمی و مواردی از این دست را از جمله موارد ایجاد کننده اضطراب در افراد متفاوت نامید.
همچنین باید گفت وجود نکاتی مانند عدم باور دینی مناسب در اعتقادات یک نفر و یا عدم پایبندی به باور های دینی از جمله مواردی هستند که در افزایش اضطراب در بدن افراد تاثیر بسزایی بر جای می گذارد.
البته دلایل وجود اضطراب را نمی توان منوط به چند نکته ذکر شده دانست چراکه انسان ها هر کدام به دلایل متفاوتی می توانند اضطراب را با شدت متفاوتی تجربه کنند.
دلایل اضطراب

چرا گاهی باید بی خیال بود

شاید گفتن این جمله آسان باشد که آدمی باید گاهی بی خیال باشد و تا جایی که امکان دارد اضطراب خود را کنترل کند؛ اما باید گفت روش های علمی و عملی متفاوتی برای کاهش اضطراب وجود دارد که هر کدام از افراد می توانند با عمل کردن به آنها از حجم اضطراب خود کم کنند.
قرص های آرام بخش: از این رو می توان آسان ترین روش برای کاهش اضطراب را استفاده از قرص های مخصوص به حساب آورد که در کوتاه مدت پاسخگویی نسبتا قابل توجهی بر جای می گذارد.
اما در کل می توان گفت همیشه هم استفاده از قرص های آرام بخش به عنوان یک روش درست و معقول به حساب نمی آید چرا که در دراز مدت می تواند اثرات سویی را در بدن فرد استفاده کننده بر جای بگذارد که چندان هم قابل چشم پوشی نیست.
استفاده از یوگا و مدیتیشن: افراد زیادی در زندگی روزمره از روش های ذهنی برای کنترل حجم اضطراب خود استفاده می کنند که باید گفت این روش هم محاسن و معایب خود را خواهد داشت.
چرا که استفاده از این روش برای بسیاری از افراد چندان کار ساز نیست و در بسیاری از موارد افراد دچار اضطراب حتی مقدار آرام
دلایل اضطراب
ش ابتدایی را برای انجام این روش ها نیز ندارند که این خود می تواند به عنوان یک مشکل در مسیر اجرای چنین روش هایی محسوب گردد.
سایر روش ها: باید گفت به غیر از روش های گفته شده راه های متفاوتی برای کاهش اضطراب وجود دارد که هر کدام از افراد وابسته به شخصیت و نیاز خود اقدام به استفاده از روش متفاوتی مانند انجام ورزش، گوش دادن به آهنگ، انجام بازی های فکری و مواردی نظیر آن می کنند.
روش اصلی چست: در بسیاری از موارد خوانندگان چنین مطالبی به دنبال آن هستند که یک روش میان بر را برای حل مشکل خود پیدا کنند، به همین واسطه نیز می توان گفت یکی  از روش های اصلی بی خیال بودن و کاهش اضطراب مواجهه مستقیم با مشکل و مشکلاتی است که ذهن با آن درگیر است.
به همین واسطه باید گفت اگر فرد دچار اضطراب یک بار برای همیشه با آن موضوع مواجه شود و آن را به صورت کامل بررسی نماید در اندازه قابل توجهی حجم اضطراب او کاهش پیدا می کند
عارف قهرمانزاده ۰ نظر ۰
عارف قهرمان زاده:
نویسنده، روزنامه نگار، شاعر و پژوهشگر
زمینه فعالیت: گردشگری، جامعه شناسی و اکوتوریسم
بسیاری از مطالب و مفاهیم قابل اشتراک هستند به همین امید هنوز بلاگر هستم.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان